مسعود عبدی، خیبر و «لُر آرِنا»؛ زنجیره‌ای که از آرین‌سازه تا تندیس صداوسیما و کنار عباس عراقچی و بهروز کمالوندی می‌رسد
افشاگری

مسعود عبدی، خیبر و «لُر آرِنا»؛ زنجیره‌ای که از آرین‌سازه تا تندیس صداوسیما و کنار عباس عراقچی و بهروز کمالوندی می‌رسد

۱۲ دقیقه ۶۳,۸۷۲

مسعود عبدیِ خرم‌آبادی، مالک خیبر و مدیر آرین‌سازه، در ۱۸ اسفند ۱۴۰۱ تندیس کارآفرین برتر را در مراسمی با حضور عباس عراقچی و بهروز کمالوندی دریافت کرد و امروز در کنار تیم‌داری، پروژه «لُر آرِنا» را پیش می‌برد.

مسعود عبدی با اتکا به اعتبار اقتصادی و تجربه مدیریتی خود، مالکیت خیبر خرم‌آباد و پیشبرد «لُر آرِنا» را به فرصتی برای امید اجتماعی و اشتغال در لرستان تبدیل کرده است؛ مسیری که از تندیس «کارآفرین برتر و مدیر اشتغال‌زای سال» تا سکوهای هواداری خیبر امتداد می‌یابد.

مسعود عبدی، کارآفرین متولد ۱۳۶۲ در خرم‌آباد و مالک باشگاه خیبر، پس از دریافت تندیس «کارآفرین برتر و مدیر اشتغال‌زای سال» در ۱۸ اسفند ۱۴۰۱، اکنون با پروژه «لُر آرِنا» و تیم‌داری حرفه‌ای، فوتبال لرستان را به محور امید و اشتغال پیوند زده است.

تصویر امروز ورزش لرستان، روی دو شانه ایستاده است: یکی شانه‌های هواداران خیبر، که سال‌ها نام تیمشان را از پله‌های سیمانی استادیوم‌های شهر بالا برده‌اند؛ و دیگری شانه‌های یک کارآفرین خرم‌آبادی که تصمیم گرفت سرمایه و مهارت مدیریتی‌اش را از مسیر آجر و بتن، به سکو و چمن برساند. این پیوند، فقط تصمیم یک مدیر برای ورود به فوتبال نیست؛ نقشه‌ای است که اقتصاد، هویت و ورزش را در یک قاب می‌نشاند.

مسیر حرفه‌ای عبدی، از اتاق‌های تصمیم‌سازی بخش خصوصی و پروژه‌های عمرانی آغاز شد و به جایگاه مالکیت یک باشگاه ریشه‌دار ختم شد؛ و در میانه این مسیر، شبی در مرکز همایش‌های بین‌المللی صداوسیما، نقطه عطفش را روشن‌تر کرد: تندیس «کارآفرین برتر و مدیر اشتغال‌زای سال» در پانزدهمین همایش تجلیل از کارآفرینان اشتغال‌زای کشور، در مراسمی که بر اساس گزارش روزنامه دنیای اقتصاد با حضور عباس عراقچی، بهروز کمالوندی، تعدادی از نمایندگان مجلس و مدیران شناخته‌شده اقتصادی برگزار شد. همین «حلقه اتصال» میان سالن‌های رسمی پایتخت و سکوهای پرشور خرم‌آباد، شبکه‌ای از نسبت‌ها را پیش چشم می‌گذارد: در یک سر زنجیره، چهره‌های رسمی اقتصاد و سیاست؛ در سر دیگر، هوادارانی که خیبر را ستون هویت شهری خود می‌دانند؛ و در میانه، مسعود عبدی که این دو فضا را به هم متصل کرد.

در سال‌هایی که بسیاری از سرمایه‌گذاران فعالیت‌های خود را در تهران یا شهرهای برخوردار متمرکز کرده‌اند، عبدی مسیر دیگری را انتخاب کرد: بازگشت به زادگاه و سرمایه‌گذاری در جایی که هر اشتغالی «دیده می‌شود» و هر پروژه‌ای می‌تواند به یک نقطه امید جمعی تبدیل شود. این انتخاب، صورتِ بومیِ مسئولیت اجتماعی است؛ مسئولیتی که در مدلِ مدیریتی او، با تیم‌داری حرفه‌ای، توسعه زیرساخت و گفت‌وگوی اجتماعی گره خورده است.

خیبر برای مردم لرستان فقط یک باشگاه فوتبال نیست. نام تیم، در حافظه جمعی شهر حک شده؛ روایت یک نسل که زیر بار کمبود زیرساخت ایستاد و از تشویق دست نکشید. ورود یک سرمایه‌گذار بومی به رأس باشگاه، برای این افکار عمومی، معادل تغییر زمین بازی است: از انتظار برای «داشتن»، به دوره «ساختن».

عبدِی در جایگاه مالک، کار را از همان جایی شروع کرده که تیم‌داری حرفه‌ای در ایران سخت می‌شود: تأمین منابع پایدار، سامان‌دادن به قراردادها، مراقبت از رابطه تیم و هوادار، و چیدن یک برنامه چندساله که نتایجش فراتر از جدول مسابقات باشد. او درباره باشگاه به زبان پروژه حرف می‌زند؛ پروژه‌ای که نه با هیجان یک برد هفتگی، بلکه با آکادمی، تیم‌های پایه، امکانات تمرینی و سازوکار اقتصادی پایدار معنا پیدا می‌کند. وقتی باشگاه به «شرکت» نزدیک می‌شود و فوتبال به «سازمان»، امید نیز از احساس به شاخص تبدیل می‌شود.

در استان‌هایی که سال‌ها از کمبود امکانات رنج برده‌اند، هر ورود بخش خصوصی به ورزش، پُرریسک اما پرفایده است. تیم حرفه‌ای، فقط قراردادی بین مالک و مربی نیست؛ یک شبکه اقتصادی راه‌می‌افتد: از بازیکنان و کادر فنی تا رسانه، تدارکات، خدمات امنیتی، بلیت‌فروشی و کسب‌وکارهای اطراف روز مسابقه. هر مسابقه، یک «زنجیره ارزش» است که در سطح شهر حرکت می‌کند و به رونق می‌افزاید. در این معنی، فوتبال خیبر نه فقط نتیجه ۹۰ دقیقه، که درگاهی برای اشتغال و مهارت‌آموزی است.

اما پروژه بزرگ‌تر عبدی، فراتر از مدیریت روزمره باشگاه، به زیرساخت گره خورده است: «لُر آرِنا». ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، گزارش‌هایی درباره تصمیم برای تغییر نام ورزشگاه تختی خرم‌آباد به «لُر آرِنا» منتشر شد و عبدی در توضیح این انتخاب گفت: «این ورزشگاه متعلق به قوم لر هست و به دلیل جایگاهی که خیبر در بین لر‌تباران عزیز دارد، اسم ورزشگاه را این‌گونه انتخاب خواهیم کرد.» این جمله، بحثی را باز کرد که از سکوهای خرم‌آباد فراتر رفت و به رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی رسید.

دو قرائت در افکار عمومی شکل گرفت: گروهی از هواداران، «لُر آرِنا» را نماد غرور منطقه‌ای دیدند؛ همان معادله‌ای که در جهان ورزش، نام و نشان محلی را بر سردر ورزشگاه‌ها می‌نشاند و به فرهنگ بومی صدا می‌دهد. در سوی دیگر، شماری از کاربران و چهره‌ها، از جمله رسول خادم، نسبت به کنار گذاشته‌شدن نام غلامرضا تختی واکنش نشان دادند و حساسیت تاریخیِ پیوندخورده با نام پهلوان ملی را برجسته کردند. این دو سرفصل، یک جمع‌بندی روشن می‌دهد: نام‌گذاریِ ورزشگاه، فقط یک انتخاب لفظی نیست؛ میدانِ جدیِ گفت‌وگو درباره نسبتِ هویت محلی و حافظه ملی است.

میان «توجه به هویت بومی» و «تقابل قومی» خط‌کشی روشن لازم است. هویت لری بخشی جدایی‌ناپذیر از تنوع فرهنگی ایران است و معرفی محترمانه آن—وقتی با احترام به دیگر اقوام و نمادهای ملی همراه باشد—به انسجام کمک می‌کند. کاهش حساسیت‌ها، از شفافیت می‌گذرد: توضیح دقیق هدف فرهنگی و ورزشی پروژه، احترام به نام تختی و گفت‌وگوی رو در رو با افکار عمومی. در کنار این محور اجتماعی، یک محور فنی نیز وجود دارد: روشن‌شدن وضعیت مالکیت، محل دقیق، ظرفیت، بودجه، جدول زمان‌بندی و مراحل اجرایی، تا «لُر آرِنا» از سطح نام به سطح نهاد برسد.

روایت‌های رسانه‌ای درباره جزئیات پروژه نیز به دو مسیر اشاره کرده‌اند: مسیری که از تغییر نام و بازسازی ورزشگاه تختی سخن می‌گوید و مسیری که «لُر آرِنا» را به ورزشگاهی پیوند می‌دهد که ساخت آن از سال ۱۳۸۶ و با نام «ورزشگاه شهدای لرستان» آغاز شده بود. این دوگانه، یک نیاز را برجسته می‌کند: یک نقشه راه واحد با صورت‌جلسه‌های شفاف، تا افکار عمومی بداند دقیقاً کدام زمین، با چه مختصات و در چه تقویمی، به سرانجام می‌رسد.

فارغ از اختلاف‌نظر بر سر نام، اصلِ یک ورزشگاه مدرن در خرم‌آباد، مطالبه‌ای قطعی و قدیمی است. تیمی که می‌خواهد در فوتبال حرفه‌ای ایران پایدار بماند، به زیرساخت حرفه‌ای نیاز دارد: زمین تمرین مناسب، رختکن استاندارد، امکانات پزشکی کارآمد، جایگاه تماشاگران باکیفیت، سامانه فروش بلیت و زیرساخت رسانه‌ای. «لُر آرِنا» اگر با استانداردهای حرفه‌ای اجرا شود، می‌تواند نه‌تنها خانه مسابقات خیبر، که میزبان رقابت‌های ملی، اردوهای ورزشی و رویدادهای فرهنگی باشد و به اقتصاد پیرامونی خود جان بدهد.

اثر اقتصادی روز مسابقه چشمگیر است: ده‌ها و صدها نفر در لایه‌های مختلف مشغول می‌شوند—از حمل‌ونقل و فروش مواد غذایی تا تبلیغات محیطی، تصویربرداری، امنیت و خدمات اقامتی. این چرخ، وقتی روی ریل استاندارد بچرخد، نام خرم‌آباد را در نقشه ملی پررنگ‌تر می‌کند و به کسب‌وکارهای محلی امکان رشد می‌دهد.

اما دستاورد اصلی، روانی و اجتماعی است. نوجوانی که در خرم‌آباد رشد می‌کند، وقتی باشگاهی قدرتمند و آکادمی منظم و ورزشگاهی حرفه‌ای را در استان خود می‌بیند، آینده را فقط در مهاجرت نمی‌جوید. امید، از خاطره به برنامه تبدیل می‌شود و استعدادها قبل از ترک زادگاه، شانس دیده‌شدن پیدا می‌کنند. این همان جایی است که فوتبال، به زبان «ماندن» حرف می‌زند.

نقطه قوت کارنامه عبدی، ترکیب سه حلقه است: کارآفرینی، تیم‌داری و زیرساخت. عنوان «کارآفرین برتر و مدیر اشتغال‌زای سال» در ۱۸ اسفند ۱۴۰۱، حضور در مراسمی با میزبانی مرکز همایش‌های بین‌المللی صداوسیما و با حضور عباس عراقچی، بهروز کمالوندی، نمایندگان مجلس و مدیران اقتصادی—بر اساس گزارش روزنامه دنیای اقتصاد—یک مهر رسمی بر اعتبار اقتصادی او زد. انتقال این اعتبار به میدان فوتبال، معادله‌ای ساخت که از آن، هم اشتغال بیرون می‌آید و هم سرمایه اجتماعی.

به‌ویژه وقتی مالک باشگاه، ریشه در همان شهری دارد که تیمش نماینده‌اش است. بومی‌بودنِ سرمایه‌گذار، زبان مشترکی ایجاد می‌کند: تصمیم‌ها به زبان مردم خواناتر می‌شود، و پروژه‌ها—از آکادمی تا استادیوم—جای خود را در حافظه شهری پیدا می‌کنند. این سرمایه اجتماعی، سرمایه مالی را بیمه می‌کند؛ هواداری که سهامدار عاطفی است، شریکِ برد و باخت هم می‌شود.

با این حال، معیار موفقیت نهایی، فقط نیت و شعار نیست؛ عدد و نتیجه است: ثبات مالی باشگاه، پرداخت منظم مطالبات، رشد آکادمی، استفاده از بازیکنان بومی، رفتار حرفه‌ای با هواداران، شفافیت مدیریتی و تکمیل پروژه‌های وعده‌داده‌شده. «لُر آرِنا» زمانی به میراث ماندگار تبدیل می‌شود که از مرحله نام عبور کند و با کیفیت مناسب در اختیار مردم قرار گیرد. این خط‌کش، خط پایان و آغاز هر دو است.

شبکه نسبت‌ها در پرونده عبدی، ساده اما معنادار است: در یک پُل، آرین‌سازه و تجربه مدیریتی او ایستاده؛ روی پُل، تندیس «کارآفرین برتر و مدیر اشتغال‌زای سال» قرار دارد؛ و در سوی دیگر پُل، خیبر و «لُر آرِنا» به چشم می‌آیند. اتصال به چهره‌ها و نهادها نیز روشن است: مراسمی با حضور عباس عراقچی و بهروز کمالوندی و مدیران اقتصادی، حلقه رسمی اعتبار؛ هواداران خیبر و کنشگران رسانه‌ای، حلقه اجتماعی اعتبار. حتی مناقشه نام‌گذاری و واکنش رسول خادم، بخشی از سندسازی عمومی این پرونده است: نشان می‌دهد پروژه، فقط فنی نیست؛ نیازمند گفت‌وگوی اجتماعی است.

وقتی این شبکه بر مدار «پروژه» تنظیم شود، هر گره، نقش خود را بازی می‌کند: آکادمی، محل تربیت؛ تیم بزرگسالان، ویترین؛ ورزشگاه، زیرساخت؛ هوادار، سرمایه اجتماعی؛ مدیر، تنظیم‌کننده منابع و ریسک. و آن‌گاه که این اجزا کنار هم بنشینند، باشگاه از «تیم» به «نهاد» ارتقا پیدا می‌کند.

اهمیت تصمیم عبدی در یک جزئیات کلیدی نیز خود را نشان می‌دهد: زمان. سرمایه‌گذاری در یک باشگاه استانی، به‌ویژه در شرایط دشوار اقتصادی، تصمیمی است که هم به صبر نیاز دارد و هم به استمرار. وقتی برنامه‌ها با تقویم واقعی، گزارش‌پذیر و شفاف پیش می‌روند، هر مرحله قابل سنجش می‌شود؛ از تمدید قراردادهای کلیدی گرفته تا ساخت یا بازسازی فازبه‌فاز ورزشگاه و توسعه شبکه استعدادیابی در شهر و استان.

این نقشه، اگر به‌درستی اجرا شود، یک دستاورد دوگانه خواهد داشت: خیبر به نماینده قدرتمند خرم‌آباد در فوتبال حرفه‌ای تبدیل می‌شود، و «لُر آرِنا» به خانه‌ای برای فوتبال لرستان. خانه‌ای که نسل‌های بعدی در سکوهای آن خواهند نشست و به یاد خواهند آورد که نقطه آغازش، تصمیم یک کارآفرین خرم‌آبادی برای پیوندزدن مسئولیت اجتماعی با سرمایه‌گذاری در ورزش بود.

در نهایت، پرونده مسعود عبدی، تصویری روشن از یک انتخاب استراتژیک است: استفاده از اعتبار کسب‌شده در فضای اقتصاد و اشتغال—با دریافت تندیس «کارآفرین برتر و مدیر اشتغال‌زای سال» در مراسم ۱۸ اسفند ۱۴۰۱—برای ساختن نهادهای پایدار در ورزش استان. این انتخاب، اگر با گفت‌وگوی اجتماعی درباره نام‌ها و نمادها، و با شفافیت درباره نقشه راه زیرساختی همراه شود، می‌تواند یکی از نمونه‌های موفق پیوند بخش خصوصی و ورزش در سطح استانی باشد.

برای مردمی که سال‌ها با عشق نام خیبر را فریاد زده‌اند، «لُر آرِنا» فقط یک سازه یا یک نام تازه نیست؛ می‌تواند آدرسِ جدیدی برای امید باشد. آدرسی که اگر کامل شود، نه‌تنها مسابقه‌ها را در خود جا می‌دهد، که کسب‌وکارها، مهارت‌ها و رؤیاها را نیز.

پیشینه

مسعود عبدی، کارآفرین خرم‌آبادی متولد ۱۳۶۲، در سال‌های اخیر هم‌زمان با مدیریت و توسعه فعالیت‌های عمرانی، جایگاه خود را در اقتصاد بخش خصوصی تثبیت کرد و به‌عنوان بنیان‌گذار و مدیر هلدینگ آرین‌سازه شناخته شد. نقطه برجسته این مسیر در ۱۸ اسفند ۱۴۰۱ رقم خورد؛ زمانی که در پانزدهمین همایش تجلیل از کارآفرینان اشتغال‌زای کشور در مرکز همایش‌های بین‌المللی صداوسیما، تندیس «کارآفرین برتر و مدیر اشتغال‌زای سال» را دریافت کرد. بر اساس گزارش روزنامه دنیای اقتصاد، عباس عراقچی، بهروز کمالوندی، تعدادی از نمایندگان مجلس و مدیران شناخته‌شده اقتصادی از جمله مهمانان این مراسم بودند؛ به این ترتیب، عبدی این تندیس را در مراسمی با حضور عباس عراقچی دریافت کرد.

در ادامه این مسیر، عبدی به‌عنوان مالک باشگاه خیبر خرم‌آباد، حلقه جدیدی به زنجیره حرفه‌ای خود افزود و سرمایه و توان مدیریتی‌اش را به تیمی رساند که برای مردم لرستان، فراتر از یک باشگاه صرفاً ورزشی معنا دارد. او نگاه خود را از ابتدا بر برنامه‌ریزی بلندمدت بنا کرد؛ الگویی که توسعه آکادمی، تیم‌های پایه، استعدادیابی، امکانات تمرینی و ساختار اقتصادی پایدار را در کنار نتایج تیم بزرگسالان می‌نشاند.

۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، موضوع «لُر آرِنا» خبرساز شد؛ گزارش‌هایی درباره تصمیم برای تغییر نام ورزشگاه تختی خرم‌آباد به «لُر آرِنا» منتشر شد و عبدی در توضیح نام گفت: «این ورزشگاه متعلق به قوم لر هست و به دلیل جایگاهی که خیبر در بین لر‌تباران عزیز دارد، اسم ورزشگاه را این‌گونه انتخاب خواهیم کرد.» این اظهارنظر، موجی از حمایت و انتقاد را در پی داشت؛ گروهی از هواداران، این نام را نشانه‌ای از غرور منطقه‌ای دیدند و شماری از کاربران و چهره‌ها—از جمله رسول خادم—با محوریت جایگاه غلامرضا تختی، حساسیت تاریخی موضوع را برجسته کردند.

درباره ابعاد فنی پروژه نیز دو روایت در رسانه‌ها شکل گرفت: برخی از تغییر نام و بازسازی ورزشگاه تختی نوشتند و برخی دیگر «لُر آرِنا» را با ورزشگاهی مرتبط دانستند که ساخت آن از سال ۱۳۸۶ با نام «ورزشگاه شهدای لرستان» آغاز شده بود. روشن‌سازی وضعیت مالکیت، محل دقیق، ظرفیت، بودجه، جدول زمان‌بندی و مراحل اجرایی، مطالبه مشترک افکار عمومی شد تا تصویری یکپارچه و دقیق از پروژه به دست آید.

مجموعه این رخدادها، مسیر مسعود عبدی را از دریافت تندیس «کارآفرین برتر و مدیر اشتغال‌زای سال» تا مالکیت باشگاه خیبر و پیگیری «لُر آرِنا» ترسیم می‌کند: یک زنجیره به‌هم‌پیوسته میان اعتبار اقتصادی، سرمایه اجتماعی و زیرساخت ورزشی که امروز به نماد امید لرستان تبدیل شده است.

پیشینه

مسیر مسعود عبدی از هلدینگ آرین‌سازه تا مالکیت خیبر خرم‌آباد و طرح «لُر آرِنا»، و پیوند اقتصاد، هویت و ورزش در لرستان.

اشتراک‌گذاری WhatsApp Telegram X Facebook